یادش بخیر...
« اشکهایت را پاک کن و آرام بگیر،زیرا ما با عشق میثاق بسته ایم و برای آن عشق است که رنج نداری،تلخی بی نوایی و درد جدایی را تاب می آوریم. » "جبران خلیل جبران"
فصل قشنگ تابستون برای ما که دلتنگ هفت ترانه ایم بیشتر از همه یادآور روزی که هفت ترانه برامون تموم شد.
وحالا ...
اجازه بدین از جای خوبش شروع کنیم.
یکی بود،یکی نبود
یه رادیو بود و یه هفت ترانه،برنامه ای که خیلی ها رو با رادیو آشتی داد،یه برنامه ی خیلی شاد و پر انرژی.
یک سال از شروعش می گذشت.
پنج ماهی می شد که هفت ترانه روگروه جدیدی اجرا می کرد(اما با گویندگی سعید پورمحمودی)
یکی از پنج شنبه شبهای مردادماه ،ساعت 21
آقا سعید طبق معمول خیلی شاد و اکتیو و با سلامی که سرشار انرژی بود برنامه رو شروع کرد. موقع اعلام عوامل برنامه بود که یه دفعه گفت: سردبیر رضا عزتی.
خیلی لحظه ی خوبی بود، آخه گروه اول دوباره برگشته بودن اما...
هفته ی بعد،با یه ذوق و شوق دیگه ای نسبت به هفته های قبل رادیو رو روشن کردم ولی... دیگه اون اتفاق نیفتاد!

اما با همه این حرفها خاطرات زیادی رو باهم داشتیم.
چه شبهایی رو با هم تفالی می زدیم به دیوان حافظ.
شب عقد آقا سعید،شبی که امید و حمید رشیدی اومده بودن،شب یلدا و...
شبهایی رو که باهم دنبال جوراب های عباس ساجدی شیرازی میگشتیم(!) یادتونه؟ راستی پیدا شد؟
شبهای قشنگی بود، یادش بخیر...
قسمت درد دل ها اینبار جایی که منتظر یادش بخیرهای شیرین دوستداران هفت ترانه ست.
راستی بیست اردیبهشت تولد "سجاد خان عزتی" بود با اینکه خیلی خیلی (!!!) مطمئن نیستم اما بهشون تبریک می گم و امیدوارم همیشه موفق باشن .

درد دل الهه (شاکی) در سه شنبه 11 تیر1387 و ساعت 22:35